(مشق عشق)

سرمقاله: سلام خدمت شما عزاداران امام حسین گروه 1001 در نظر دارد واقعه کربلا را به صورت خلاصه همراه با دو کلید قفل گشا که در آن واقعه بوده است به شما دوستان عزیز ارائه نماید به اذن الله و به مدد امام زمان کار خودمان را شروع می کنیم.
یک نکته ای که هست اینکه چرا ما از دورو وری های امام شروع کردیم جوابش اینکه
می گویند اگر می خواهی کسی را بشناسی از اطرافیان او بشناس.
1- علت فرستاده شدن مسلم به کوفه:
)/4)%2520AMAKEN/IRAQ/MASJEDE%2520KOOFE17.jpg)
مردم کوفه چندین بار برای امام حسین (ع) نامه ها و طومارهای طولانی مبنی بر اینکه حضرت به سمت کوفه حرکت کنند تا حضرت را یاری کنند، فرستادند اما حضرت همیشه سکوت
می کردند و جواب نامه هایشان را نمی دادند تا اینکه تعداد نامه ها به 12000 نامه رسید آخرین نامه ها را هانی بن هانی (نماینده مردم کوفه) مبنی بر اینکه مردم کوفه چشم به راه قدوم شما هستند همچنین لشکری آماده شده است تا از شما و یارانتان، یاری کند امام با شنیدن صحبتهای هانی برخاستند و دو رکعت نماز خواندند سپس مسلم بن عقیل را طلبیدند او را از جریان باخبر کردند و خواستند تا نامه ای که در جواب کوفیان نوشته بودند به کوفه ببرند و پیام امام را به آنها برسانند.
2- اعزام مسلم به کوفه:
مسلم به همراه نامه به سمت کوفه کرد مردم کوفه وقتی مسلم را دیدند و از محتوای نامه باخبر شدند اظهار خوشحالی کردند و همچنین مسلم را به خانه مختار ثقفی فرستادند تا مسلمانان کوفه به دیدار او روند می گویند تا 18000 نفر با مسلم بیعت کردند. تا اینکه یزید حضور مسلم باخبر شد.
نامه ای به والی بصره نوشت و ولایت کوفه را به او سپرد اینجا بود که مشکلات مسلم شروع شد.
3- با خبر شدن والی کوفه به بصره (ابن زیاد) از حضور مسلم در کوفه:
حضرت امام همچنین نامه هایی نوشت برای بزرگان مسلمانان کوفه وقتی نامه ی امام به دست منذر ابن جارو ( پدر خانم ابن زیاد) رسید ترس وجودش را برداشت که این نامه شاید توطئه ای از طرف دامادش باشد به این علت نامه را به همراه فرستاده امام تقدیم ابن زیاد کرد وقتی ابن زیاد از ماجرا باخبر شد بر منبر رفت و تمام مردم بصره را تهدید سخت و شدیدی کرد و صبح روز بعد به سمت کوفه رفت شب را در کوفه سپری کرد، صبح فردای آن روز بر منبر دارالعماره رفت و مردم را از مخالفت با یزید تهدید کرد و گفت اگر با یزید دوستی کنید منافع زیادی برای شما هست و شما بی بهره نمی مانید.
4- پناهندگی مسلم به خانه هانی
پس از اینکه مسلم از حضور ابن زیاد با خبر شد از خانه مختار به خانه هانی رفت اما ابن زیاد که می دانست مسلم در کوفه است جاسوسانی گذاشت تا مخفیگاه او را پیدا کنند وقتی دانست هانی او را پناه داده است پیغام داد که چرا هانی برای دست بوسی امیر نمی رود این خبر به گوش هانی رسید. او به سوی دارالاماره راهی شد. ابن زیاد تا هانی را دید گفت: قربانی به قربانگاه آمد و مشاجرات و بحث هایی بین هانی و ابن زیاد پدرش آمد مبنی بر اینکه هانی به مجرم یعنی مسلم پناه داده ولی هانی انکارمی کرد. هانی عاقبت به زندان افتاد.
5- شهادت حضرت مسلم:
مسلم از این ماجرا خبردار شدو به همراه کسانی که با او بیعت کرده بودند با عبید ا... بن زیاد جنگ نمایانی کردند شب شد. پس از اینکه یاران مسلم از آمدن لشکر شام ترسانده شدند
کم کم پراکنده شدند و تنها 10 نفر با مسلم ماندند که آنها هم موقع نماز مغرب رفتند مسلم تنها ماند به خانه زنی به نام (طوعه) رسید در زد و مقداری آب خواست پس از اینکه زن فهمید که او مسلم است او را به منزل خود راه داد اما پسرش ابن زیاد از حضور مسلم در خانه خود با خبر کرد و ابن زیاد مسلم را دستگیر کرد و تحویل به مُکیربن حمران (کسی که در جنگ با مسلم زخمی شده بود) داد. او مسلم را به بالای دار الاماره بردو به مقام شهادت نائل کرد.
عبرت ها:

عزاداران حسینی اولین درسی که ما از حضرت مسلم می گیریم این است که در مقابل امر ولی مان سر تعظیم فرود آوریم و تا جان دادن به اوامر او گوش فرا دهیم. دومین عبرت از شهادت حضرت مسلم این است که همیشه وفادار باشیم یعنی به عهدی که کردیم وفادار باشیم نه اینکه مانند کوفیان امام و رهبرمان را با بی وفایی به دست خود شهید کنیم.